تبليغاتX
هرزه گویی های یک دختر هرز

هرزه گویی های یک دختر هرز

اینجا بهاره ولی برگ درختا زردن اینجا جهنمه نیا برگرد

چرا آدما هر وقت که باید بفهمن نمی فهمن و هر وقت که نباید بفهمن همه چی رو میفهمن ؟

چرا آدما ترجیح می دن بر علیه تو باشن تا اینکه باهات باشن ؟

چرا ترجیح می دن شکست بخوری تا اینکه پیروز شی ؟

چرا فکر می کنن ضد تو بودن ، تویی که همیشه همراهشون بودی هنره ؟

چرا برای یک بار هم که شده با هم بودن و تجربه نمی کنن ، شاید بهتر باشه ؟

چرا دوست داشتن رو با نفرت و بی توجهی پاسخ می دن ؟

چرا خرد شدن تو رو به ایستادن و جنگیدنت ترجیح می دن ؟

چرا ناراحتیت براشون بهتر از خوشحالیته ؟

چرا کسی جواب عشقت رو به درستی نمی ده ؟

+نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت22:3توسط هرزه | |

دیری نخواهد گذشت که بوی تعفن بر انگیزم همه جا را پر کند .

مردم از من گریزان خواهند شد و من یکه و تنها به درد های تمام نشدنی خود پناه خواهم برد .

من بالاجبار بار سنگین غم هایم را با کسی تقسیم خواهم کرد که از اشک های من هیچ نمی داند .

او هیچ نمی داند که من چه کشیدم تا به اینجا که نا کجاست رسیدم .

تنهاییم را با که قسمت کنم ؟

با تاریکی گور ؟

 

پی اس ۱ : بعد از مدت ها نوشتم

پی اس ۲ : چقدر سنگین نوشتم

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت13:26توسط هرزه | |

 

بچه که بودم فکر می کردم وقتی یه مارمولک بزرگ شه می شه مار !

ولی حالا فهمیدم که یه مارمولک تا ابد یه مارمولک باقی می مونه

همون جوری که یه ادم عوضی تا اخر عمرش یه ادم عوضی می مونه

یکی مثه من تا ابد یه ادم گند باقی می مونه

یه ادم تنها برای همیشه تنها می مونه

ما عوض نمی شیم ! 

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت9:14توسط هرزه | |

 

عید ....؟

باید بگم مبارک ...نه ؟!

خب پس مبارک !

می گن ۸ عدد خوبیه ، پس امیدوارم سالتون گند نباشه  !

+نوشته شده در شنبه یکم فروردین 1388ساعت20:51توسط هرزه | |

 

همه آدما بو م دن . هر کس یه بوی خاصی می ده . یکی بوی گه می ده ، یکیم بوی عطر خدا تومنی . می تونی چشاتو ببندی و بو بکشی و بفهمی  آدمی که رو به روته چه جور آدمیه . یا اصلا می تونی یارو رو از بویی که می ده بشناسی . ولی منتها وقتی بوی گه میاد حدس این که اون آدم کدوم یکی از این ۷ میلیارد جمعیت جهانه کار سختی می شه .....

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت17:54توسط هرزه | |

 

می خوام بنویسم اما اخه چی بنویسم ؟

چه حرفی هست برای گفتن ؟

حالم داره به هم می خوره

نمی ونم بنویسم

چه عذابیه

پ ن : چه درد مشترکی ین ما هست که فکر می کنی می تونی درکم کنی ؟

+نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387ساعت19:34توسط هرزه | |

 

هوا خیلی سرده . برف میاد . دستام انقدر سردن که دیگه چیزی رو حس نمی کنن . دماغم داره یخ می زنه . اما حاضرم همین جا از سرما یخ بزنم تا اینکه بدن کسی بخواد منو گرم کنه . گرمای وجود آدما حالمو به هم می زنه . همشون ک.س کشن .

+نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت20:8توسط هرزه | |

آدما به جور های زیادی لباس می پوشن البته خیلیام یه جور ! به خصوص مرد ها

هرکدوم یه جور لباس می پوشن . ولی تیپ خیلی مهم نیست مهم اینه که زیر اون لباسای شیک و مدل به مدل یه چیزه : ..............بگم ؟!

پی اس: همشون یه جورن گول ظاهرشونو نخورین !

+نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت21:4توسط هرزه | |

چی تو قیافه ی منه که هر وقت منو می بینی هر هر می زنی زیر خنده ؟تا حالا به قیافه نحست تو آینه نیگا کردی ؟دیدی چقد خنده داره ؟ دیدی من به قیافه خنده دارت نمی خندم ؟ آشغال پس تو هم نخند .

من از اینکه وقتی یه چیز جدی میگم نیشتو وا می کنی و می خندی ، متنفرم ..... متنفرم

بفهم عوضی !

 

پ ن : نمی فهمی ؟ بس که نفهمی

+نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت19:16توسط هرزه | |

 

بعضی آدما از دور خیلی قشنگن

اما وقتی نزدیکشون می شی بوی تعفنشون حالتو به هم می زنه

اما بعض آدما برعکسن

از دور حال به هم زنن و از نزدیک دوست داشتنی

اما بعضی آدما چه از دور چه از نزدیک حالتو به هم می زنن مثل من !

پس نزدیکم نیا که بوی تعفنم بیشتر اذیتت نکنه

باسه خودت می گم وگرنه برا من که دیگه فرقی نمی کنه ....

 

پ ن : چی باعث می شه که یه مرد ( البته مثلا مرد !) بعد از هم خوابی با کلی زن بازم ول کنه و بره با یکی دیگه ؟ آخه مگه برا اون فرقی می کنه که با کیه ؟

+نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت16:26توسط هرزه | |